درست٬ ۲سال و ۵ماه٬ اینجا بودم.
این وبلاگ
حداقل فعلا
و برای شما دوستان
و دراین صفحه:
با سپاس فراوان!
از همه ی همراهان ِ ما که در این مدت...
و تشکر ویژه از آقاعلا ی عزیز که تنها کسی بود
که تا آخرین لحظه٬
اینجا رو می خوند.
حرف های ما هنوز نا تمام
تا نگاه می کنی٬
وقت رفتن است.
باز هم همان حکایت همیشگی...
پیش از آنکه با خبر شوی٬
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود.
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی...
نا گهان
چقدر زود
دیر می شود.
+
نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 17:0 بدست م.پارسا
|

در این روز های احتمال میپیچی بر گردنم که فراموش میکنم نفسهایم را بالا ببرم یا پایین...!
من که همه چیز رو گفتم فسقلی.
و از هر طرف که باد بیاید.
خوب.
منتقل می شیم اونجا.
آره من اونجا می نویسم و شما بخونید.
اینجا هم برای من بنویسید.
به علاوه.
آدرس اونجارو جز شما کسی نداره.
با بوسهای چنان
در مورد دلواپسی هم گفتم.
تو جواب نمی دی!
وبلاگ هم که سالمه!
درسته؟
پس چرا؟
ای بــــــــــا با!
این چه مسخره بازییه این بلاگفای ... در میاره.
من هر چی بود اونجا نوشتم.
که باز نمی کنه.
فسقلی.
من همه ی اونارو تو همون قدیمی تره می ذارم.
اگه اونجام نخوندی بهم بگو!
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 22:46 بدست م.پارسا
|
